تبليغاتX
•-)•–––– - تنهایی دختری تنها - ––––•(-•
::: همه بر اول کار نام نویسند من گمشده ی نام توام نام ندارم :::



کاش.................

 

۱۷سال پیش ناخواسته و ندانسته در این دنیای سراسر رنجو بد بختی بدنیا امدم

حال فقط یک ارزو دارم ان هم رهائی ...

رهائی از این دنیا که مردمانش فقط شعارشان صداقت بود و هیچ کس بدان عمل نکرد ......

و اکنون اگر به این زندگی سیاه ادامه می دهم مجبورم...

مجبور به زندگیم؟؟؟

بیمی به دل ز مرگ ندارم

که زندگی جز زهر غم نریخت شرابی به جام من ...

گر به من تنگنای ملال آور حیات آسوده یک نفس زده باشم حرام من

کاش میتونستم فریاد بزنم ...

و بگم نمیخوام پامو تو دنیایی که مردمان او جز دروغ و نیرنگ و آزار یکدیگر چیزی بلد نیستن بیام!

کاش خدا وقتی بنده هاشو می آفرید بهشون اجازه میداد خودشون تصمیم بگیرن


موضوع :
|
+| نوشته شده درپنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 ساعت19:9 توسط شیوا |




 
تبليغات X
دلهای شیشه ای