تبليغاتX
•-)•–––– - تنهایی دختری تنها - ––––•(-•
::: همه بر اول کار نام نویسند من گمشده ی نام توام نام ندارم :::



که آسمان دلم ابريست تمام خاطراتم نمناک شده است نمي دانم چرا؟

دريا را هم که ديدم به ياد تو افتادم روي ماسه هاي ساحل نوشتم

 اگر طاقت شنيدن داري من شهامت گفتن دارم

دوباره به دريا نگاه کردم باز برگشتم اين بار روي ماسه ها نوشتم دوستت دارم !!!

Free image hosting FreeShare.us  


موضوع :
|
+| نوشته شده دردوشنبه بیست و دوم آبان 1385 ساعت12:34 توسط شیوا |


چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوز دوستش داری

 چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیوار تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده

 چقدر سخته تو خیال ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقت دیدنش هیچ چیز جز سلام نتونی بگی

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز **دوستش داری**

Free image hosting FreeShare.us 

 


موضوع :
|
+| نوشته شده درپنجشنبه هجدهم آبان 1385 ساعت10:0 توسط شیوا |


 

Free image hosting FreeShare.us 

ای که در تنهاترین تنهاییم تنها کسم تنهایه تنهایم گذاشت الاهی که در تنهاترین تنهاییش تنها کسش تنهایه تنهایش گذارد


موضوع :
|
+| نوشته شده دریکشنبه هفتم آبان 1385 ساعت11:57 توسط شیوا |


فرشته

فرشته زمینی  

 دیونتم میبینی    

            گفتی تمامه دنیا باید خبر دار بشن

    حتی اونا که مردن دوباره بیدار بسن

   از هرچی که عزیز بود به خاطرت گذشتم  

   کنار تو که باشم  

 نه خستم نه غریب خدام اگه تورو بخواد  تورو بهش نمیدم

    چشماتو واکن گلم زندگیمو اوردم برای اولین بار با داشتن تو بردم

 وقتی تو ماله من بشی دنیا داره یه خوشبخت هرچی بگی مگم چشم 

 ساده و بی بهونه  راستی که داشتنه تو برایه من محاله

 گفتی اگه عاشقی  همه باید بدونن  تو نگی از تو چشات فکر تو رو بخونن


موضوع :
|
+| نوشته شده درشنبه ششم آبان 1385 ساعت15:53 توسط شیوا |



موضوع :
|
+| نوشته شده درجمعه پنجم آبان 1385 ساعت21:33 توسط شیوا |


تلقین

      در خاطرات سرخ خود با رنج اذین میکنم

           حالا نه تو مال منی نه خواستی سهمت شوم 

             این مشکل من بود و هست در عشق گلچین میکنم   

         کم کم زیادم میروی این روزگار ورسم اوست  

      این جمله را با تلخی اش صد بار تضمین میکنم 

        باید فراموشت کنم چندیست تمرین میکنم 

            من میتوانم میشود ارام تلقین میکنم   

 


موضوع :
|
+| نوشته شده درجمعه پنجم آبان 1385 ساعت21:30 توسط شیوا |


سئوال

پرسيد به خاطر کي زنده هستي ؟

با اينکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو بهش گفتم به خاطر هيچ کس

 پرسيد پس به خاطر چي زنده هستي  ؟

با اينکه دلم داد ميزد به خاطر دل تو با يه بغض غمگين گفتم به خاطر هيچي!

 ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي  ؟

در حالي که اشک تو چشمش جمع شده بود گفت به خاطر کسي که به خاطر هيچ زنده ست

 


موضوع :
|
+| نوشته شده درجمعه پنجم آبان 1385 ساعت20:47 توسط شیوا |


چرا اسمتو بگم؟

چرا اسمتو بگم؟

 وقتی اسمت منو از زندگی سیرم میکنه چرا یادت بکنم ؟

وقتی منو بابند واسیرم میکنه وقتی قلبت ولسه من سنگ صبور نیست چرا من دردمو برات بگم ؟

وقتی عشقت واسه من اروم جون نیست چرا من شعرامو ولت بگم ؟

 وقتی این قدر دلامون از هم دیگه دوره چرا ترکت نکنم ؟

وقتی له کردی دلمو زیر قدمات چرا اخمت نکنم ؟

 اگه قلبمو شکستی مثل شیشیه چرا یادت بکنم ؟

اگه ترکم کردی رفتی ز برم  این سخن یادت نره ؟

   که یکی بود که یه روز خونه داشتی تو چشاش

  وقتی که نگات میکرد غم میرقصیذ تو چشاش

  تو گرفتی دلشو  ولی افسوس که شکستی دلشو

 

 


موضوع :
|
+| نوشته شده درجمعه پنجم آبان 1385 ساعت20:42 توسط شیوا |


ساقه

سیب سرخی را به من بخشید ورفت

         ساقه ی سبز دلم را چید و رفت

      عاشقی های منو باور نکرد

      عاقبت بر عشق من خندید و رفت

    اشک در چشمان سبزم حلقه زد 

     بی مروت گریه ام را دید و رفت  

    با غم هجرش مدارا میکنم 

   گرچه بر زخمم نمک ریخت و رفت  

 


موضوع :
|
+| نوشته شده درجمعه پنجم آبان 1385 ساعت20:38 توسط شیوا |


حقیقت

مالك كلبه رويا...

صاحب چشماي ابري...

 حقيقت داره كه با من...

واسه هميشه قهري...

 تو بودي گفتي عزيزم...

نداريم با هم ميونه؟..

 اين جواب يه فرشتس...

به خطاي يه ديوونه..

توي شعرا كم نوشتم...

 برسه به دست يه غريبه..

 تو قضاوت كن عزيزم...

كم سفر كردي تو بي ما..

 شايد از يه جاده دور..

 رسيده واست يه مهمون...

ديگه كار دست تو داده...

 اين دل پريشون...

دوس دارم تموم دنيا...

يه شبه از هم بپاشه...

اگه اون قلب زلالت..

 از دسم رنجيده باشه

 


موضوع :
|
+| نوشته شده درجمعه پنجم آبان 1385 ساعت20:27 توسط شیوا |


گناه

 اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است.....

 اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است......

اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است .


موضوع :
|
+| نوشته شده درجمعه پنجم آبان 1385 ساعت20:17 توسط شیوا |


همه بر اول کار نام نویسند من گمشده نام توام نام ندارم

همه بر اول کار نام نویسند من گمشده نام توام نام ندارم


موضوع :
|
+| نوشته شده درجمعه پنجم آبان 1385 ساعت20:9 توسط شیوا |




 
تبليغات X
دلهای شیشه ای